مروري بر حوادث 15 ساله مشروطيت

حوادث سال 1292

در تير ماه اين سال نظميه جديد ايران توسط مأموران سوئدي پايه‌ريزي شده و در مرداد اين سال به دنبال بركناري صمصام‌ا‌لسلطنه بختياري از رياست وزراء، 19 درگيري سختي ميان مأموران دولت با قواي بختياري مستقر در تهران به وقوع پيوست. اين درگيري كه صد كشته از طرفين و مردم بر جاي گذاشت، پس از آن به وقوع پيوست كه بختياريها درخواست دولت براي خلع سلاح را رد كردند. در ماه شهريور وزير مختار انگليس در تهران طي يادداشت شديد‌اللحني به وزارت خارجه ايران از تعرض مداوم مردم به كاروانهاي انگليسي در جنوب ايران شكايت كرد.در ماه بهمن نظاميان روسيه دركشاكش جنگ اول جهاني با هدف رويارويي با نظاميان عثماني كه در شهرهاي آذربايجان غربي مستقر بودند، وارد اين مناطق شدند و آنها را مغلوب و تار و مار كردند. اما خود در آذربايجان باقي ماندند و اين منطقه را در اشغال خود نگاه داشتند.

حوادث سال 1293

در 30 تير اين سال مراسم جشن تاجگذاري احمدشاه قاجار كه به سن قانوني رسيده بود از طريق استقراض از انگلستان برگزار شد. اين مراسم يك سال پس از ازدواج احمد شاه و سه هفته پس از شروع جنگ اول جهاني برگزار گرديد. 100 روز پس از اين مراسم دولت مستوفي‌الممالك بيطرفي ايران را در جنگ اعلام كرد. درخواستي كه با بي‌اعتنائي دولتهاي درگير در جنگ مواجه شد. موضوع بيطرفي ايران در جنگ يكبار نيز در سيزدهم آذر اين سال در اجلاس افتتاحيه مجلس سوم مورد تأكيد احمد شاه قرار گرفت. اين در حالي بود كه در ماه دي نيروهاي عثماني از مرزهاي غربي كشور وارد تبريز و اروميه شدند. در پي اين دخالت، روسيه و انگلستان پيمان موسوم به معاهده 1915 را به بهانه مقابله با عثماني‌‌ها و با هدف توسعه قلمرو نفوذ خود در ايران با يكديگر به امضا رساندند. 20 دولت مستوفي‌الممالك تحت تأثير اين حوادث و تبعات آن تاب مقاومت نياورد و در اسفند اين سال سقوط كرد.

در سالهاي جنگ اول جهاني،‌ايران به عرصه تهاجم نظامي و سياسي و تبليغاتي روسيه و انگليس و آلمان و عثماني تبديل شد. كنسولگريهاي اروپا در شهرهاي ايران به دژهاي مسلح بيشتر شباهت داشتند تا اقامتگاههاي نمايندگان سياسي. از كنسولگري روس 200 قزاق و 50 سرباز پياده، از كنسولگري انگليس 100 سرباز انگليسي و 50 سرباز هندي و از كنسولگري آلمان دهها نظامي آلماني محافظت مي‌كرند.21

در سال 1293 ايران به آينده‌اي مبهم و نوميدانه به خاطر اشغال كشور توسط نيروهاي بيگانه تن داده بود. انگليسي‌ها و روسها در اين سال كه سال آغازين جنگ اول جهاني بود، با رؤساي قبائل مراوده مستقيم داشتند بر راههاي اصلي كشور نظارت مي‌كردند و در شهرهاي شمالي و جنوبي ايران سربازخانه داشتند.22
‌مرگ ستارخان سردار مشروطيت از ديگر حوادث سال 1293 بود. جسد وي بنابر وصيتش در باغ طوطي حضرت عبدالعظيم به خاك سپرده شد.

ادامه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

متن کامل منشور کوروش کبیر (منشور كورش هخامنشی)

رضا مرادی غیاث آبادی

1. «كورش» (در بابلی: ‹كو- رَ – آش›)، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه «بـابِـل» ‹با- بی- لیم›، شاه «سـومـر» ‹شو- مـِ- ری› و «اَكَّـد» ‹اَ‌ك- كـَ- دی- ای›، …

2. ... همه جهان
(از اینجا تا پایان سطر نوزدهم، نه از زبان كورش، بلكه به روایت ناظری ناشناخته كه می‌تواند نظر اهالی و بزرگان بابل باشد، بازگو می‌شود).

3. ... مرد ناشایستی به فرمانروایی كشورش رسیده بود.

4. او آیین‌های كهن را از میان برد و چیزهای ساختگی بجای آن گذاشت.

5. معبدی بَدلی از نیایشگاه «اِسَـگیلَـه» ‹اِ- سَگ- ایلَـه› برای شهر «اور» ‹او- ریم› و دیگر شهرها ساخت.
(«اِسَـگیـلَـه/ اِزاگیلا» نام نیایشگاه بزرگ «مردوك» یا خدای بزرگ است. این نام شباهت فراوانی با نام نیایشگاه ایرانی «اِزَگین» در «اَرَتَـه» دارد كه در حماسه سومری «اِنمِـركار و فرمانروای اَرَته» بازگو شده است. آقای جهانشاه درخشانی در آریاییان، مردم كاشی و دیگر ایرانیان (تهران، 1382، ص 507)، «اِزَگین» را به معنای «سنگ لاجورد» می‌داند. از سوی دیگر «كاسیان» نیز رنگ آبی را رنگ خداوند بشمار می‌آوردند و «كاشّـو/ كاسّـو»، نام خدای بزرگ آنان به معنای «رنگ آبی» است. امروزه همچنان واژه «كاس» برای رنگ آبی در گویش‌های محلی بكار می‌رود. برای نمونه در گیلان، مردان با چشم آبی را «كـاس آقا» خطاب می‌كنند. همچنین برای آگاهی از پیوند اَرَتَـه با نواحی باستانی حاشیه هلیل‌رود در جنوب جیرفت بنگرید به: مجیدزاده، یوسف، جیرفت كهن‌ترین تمدن شرق، تهران، 1382).

ادامه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

مقبره کوروش کبیر (آرامگاه کوروش بزرگ؛ بنیانگزار سلسله هخامنشیان؛ مرودشت)

ناگاه گشت کوروش والا گهر پدید
                                                     در پارس ریخت طرح یکی دولت جوان (ملک الشعرای بهار)

کوروش بزرگ یا کوروش کبیر (۵۷۶-۵۲۹ پ.م.) شاه پارسی، به‌خاطر بخشندگی‌، بنیان گذاشتن حقوق بشر، پایه گذاری نخستین و بزرگترین امپراتوری تاریخ جهان، آزاد کردن برده‌ها و بندیان، احترام به دین‌ها و کیش‌های گوناگون، گسترش تمدن و غیره یکی از شناخته شده ترین پادشاهان تاریخ جهان است. کوروش نخستین شاه و بنیان‌گذار دوره شاهنشاهی هخامنشی در ایران زمین می‌‌باشد.

مقبره کوروش کبیر؛ پاسارگاد


کوروش کبیر در میان همه ملل و اقوام و ادیان به نیکی یاد شده است. ایرانیان کوروش را پدر؛ یونانیان، ‌او را سرور و قانونگذار می‌‌نامیدند. یهودیان این پادشاه را مسیح (ناجی و رهاننده) توسط پروردگار به شمار می‌آوردند، ‌ضمن آنکه بابلیان او را مورد تایید مردوک (خدای بزرگ بابلیان) می‌‌دانستند. درباره شخصیت ذوالقرنین که در کتابهای آسمانی یهودیان، مسیحیان و مسلمانان از آن سخن به میان آمده، چند گانگی وجود دارد و اینکه به واقع ذوالقرنین چه کسی است به طور قطعی مشخص نشده؛ اما با توجه به اسناد و مدارک تاریخی، این کوروش بزرگ است که موجه‌ترین دلایل را برای احراز این لقب دارا می‌‌باشد.

تبار کوروش از جانب پدرش به پارس‌ها می‌‌رسد که برای چند نسل بر انشان (خوزستان کنونی)، در جنوب غربی ایران، حکومت کرده بودند. کوروش درباره خاندانش بر سفالینه استوانه شکلی، محل حکومت آنها را نقش کرده است. بر طبق اسناد سلسله هخامنشی به "شاه هخامنش" که در حدود ۷۰۰ پ.م. می‌زیسته است می رسد. پس از مرگ او، "چیش‌پیش" به حکومت رسید. "چیش پیش" نیز پس از مرگش، توسط دو نفر از پسرانش؛ "کوروش اول" و "آریارمنس فارس" در پادشاهی دنبال شد. سپس، پسران هر کدام، به ترتیب "کمبوجیه اول" و "آرشام فارس"، بعد از آنها حکومت کردند. کمبوجیه یکم با "شاهدخت ماندانا" (دختر ایشتوویگو پادشاه قبیله ماد و شاهدخت آرینیس لیدیه) ازدواج کرد و کوروش بزرگ نتیجه این ازدواج بود.

ادامه نوشته

بدون شرح...!

روزغم انگيزي كه كوروش بزرگ بنيادگذار ايران از اين دنيا رفت


كوروش بزرگ بنيادگذار كشور ايران، مردي كه عموم تاريخ نگاران او را «انديشمند، انساندوست، دادگستر و مهربان» توصيف کرده اند در مارس سال 530 پيش از ميلاد ــ 9 سال پس اعلام امپراتوري ايران فوت شد. وي يازده سال پس از ايجاد دولت واحدي از سه طايفه مهاجر قوم آرين - پارس، ماد و پارت - شهر بابل (در جنوب غربی بغداد امروز و پايتخت يک امپراتوري به همان نام) را تصرف و در آنجا در اكتبر سال 539 پيش از ميلاد ايجاد امپراتوري مشترك المنافع ايران را اعلام كرده بود.
     امپراتوري ايران در زمان كوروش كه نام او در غرب با قلب تلفظ حروف يوناني، سيروس و سايرس، گفته مي شود از هند تا مرمره و از سيردريا (رود سیحون) تا درياي سرخ امتداد داشت که پسر او کامبیر (کامبوجیا = کمبوجیه) بر وسعت آن افزود و داریوش بزرگ پدر ناسیونالیسم ایرانی و پسرش خشایارشا قلمرو ایران را گسترش بیشتری دادند که بیش از دو قرن بزرگترین قدرت در جهان بود با فرهنگ و تمدنی درخشان و بیمانند . كوروش براي اخراج طوايف آرال که از سیردریا گذشته وارد سغدیانا و سرزمين پارسیان در فرارود (تاجيكستان امروز و ...) شده بودند به اين منطقه رفته بود كه به سوي او كه سوار بر ارّابه بود و سربازانش را در ميدان نبرد هدايت مي كرد زوبيني پرتاب شد و عمر وي پايان يافت. با وجود درگذشت كوروش، سربازان او جنگ را بردند و مهاجمان را به آن سوی سیردریا عقب راندند. [سغد اینک یک ایالت تاجیکستان و فرماندارنشین آن شهر باستانی خجند است]. آرالي ها تمدني عقب مانده و غير قابل قبول براي ايرانيان داشتند و كوروش مايل به آلوده شدن ايرانيان به اين تمدن [از جمله همبستر شدن علنی با زنانشان] نبود. موسس و پدر كشور ايران كه مادرش ماد و پدرش پارس بود در ميدانهاي جنگ، هميشه در ميان سربازان بود و از آنان جدا نمي شد و جان خود را بر سر همين روش گذارد. او بارها گفته بود كه نبايد سرباز جان بركف نهد و بجنگد و افتخار پيروزي نصيب شاه شود كه دور از ميدان جنگ در چادر خود درميان نيروهاي محافظ و اسبان آماده براي فرار مي آسايد.
    جنازه كوروش همچنان كه وصيت كرده بود به پاسارگاد منتقل و مدفون شد که آرامگاه او تا به امروز باقي مانده و هموطنان پس از 25 قرن همچنان برای ادای احترام نسبت به او به پاسادگاد می روند. كوروش در بابل و پس از صدور اعلامیه ای که امروز نحستین منشور اتحاد ملل و حقوق بشر نام برده می شود وصیت کرده بود صرف نظر از محل مرگ او، باید در پاسارگاد دفن شود. کوروش هنگام تعيين محل دفن خود از اين كه براي مدتي بسيار طولاني، جسد او قطعه زميني را از ثمر دادن باز مي دارد از مردم ايران (قبلا) پوزش خواسته بود.
     كوروش جهاني فكر مي كرد و همه ملتها را متساوي الحقوق مي دانست و عقيده به ايجاد يك دولت جهاني مجهز به اخلاقیات داشت تا جنگها و خونريزي ها پايان يابد و يک قانون واحد حاكم بر روابط ملتها باشد.
     اعلاميه او پس از فتح بابل كه سلطانش به آزار دادن ساير ملل و نيز اتباع خود شهرت داشت، نخستين منشور ملل متحد و اعلاميه حقوق بشر شناخته شده و نگهداري مي شود. كوروش دين ايرانيان (آيين زرتشت) را به ملل ديگر تحميل نكرد . وي شورائي از سران ملل تابعه به رياست خود تشكيل داده بود و امپراتوري او در حقيقت يك جامعه مشترك المنافع بود و شرط عضويت در اين جامعه دادن آزادي به مردم خود، بر قراري حكومت قانون، منع بردگي و قطع ظلم و تعدي بود. ارتش كوروش سربازان اسير را به بردگي نمي فروخت و اموال ملت مغلوب را مصادره و غارت نمي كرد. يهوديان در كتاب مقدس خود كوروش را آزاديبخش و او را يك مسيح خوانده اند. كوروش اسيران يهودي دولت بابل را آزاد كرد و به وطن خود بازگردانيد و با پول ايران شهرهايشان را كه به دست سلطان بابل ويران شده بود مرمت و نوسازي كرد.
    طبق نوشته برخي از مورخان و تطبيق تقويم ها ، فوت كوروش در چهارم مارس اتفاق افتاد.

پاسارگاد آرامگاه كوروش بزرگ



مسایل دیگر تاریخ در ادامه مطلب
ادامه نوشته

نام قدیمی شهرهای ایران

نام جديد نام قديم نام جديد نام قديم
آبادان عبادان آذرشهر دهخوارقان
آمل محمودآباد اراك عراق عجم-سلطان آباد
اصفهان اسپانه-سپاهان انديمشك صالح آباد
انزلي بندر پهلوي اروميه رضاييه
اهر ارسباران اهواز ناصري
ايذه مال امير ايرانشهر بمپور
بابل سر مشهد سر كرمانشاه باختران
بندر امام بندر شاهپور بندر تركمن بندر شاه
بندر عباس گمبرون بهشهر اشرف
پيرانشهر خانه تنكابن شهسوار
جيرفت سبزواران خدابنده قيدار
خرمشهر محمره دامغان صددروازه
دشت آزادگان سوسنگرد-دشت ميشان هفاچيه
رامسر سخت سر ري ركس-راقس
زابل نصرت آباد زاهدان دزداب
ساري طوسان سياه سبزوار بيهق
سلماس شاپور سمنان قومس
شادگان فلاحيه شاد آباد غرب هارون آباد
شهر كرد ده كرد فردوس تون
فريدن داران قائم شهر شاهي=علي آباد
قمشه شهرضا كاشمر ترشيز
گرگان استرآباد لنجان زرين شهر
مشهد سناباد مهران منصور آباد
ميانه ميانج هشترود آذران
همدان هگمتانه هويزه حذيره
يزد گت - -